دختری از پرو

نویسنده: ماریو بارگاس یوسا

مترجم: خجسته کیهان

انتشارات:کتاب پارسه

252 صفحه

قیمت : 7000 تومان

 

اول که خیلی خوشحال شدم که کتاب دیگه ای از یوسا رو می خونم. یوسا از بهترین نویسنده های مورد علاقه منه.

 

دختری از پرو  برخلاف نوشته های دیگه ای که از یوسا خوندم ساده است.مثل بقیه کتاب ها روایت پیچیده نیست. از چند فصل تشکیل شده که بین هر کدوم چند سال فاصله است . بن مایه کتاب عشقی است -برخلاف کارهای دیگه یوسا که سیاسی بود- ،عشقی که فردی به نام ریکی رو در سراسر عمر درگیر خودش می کنه. البته در کنار این عشق به اوضاع سیاسی  و اجتماعی هم توجه شده ولی موضوع اصلی عشق هست نه سیاست.

کتاب خوبی بود.

دختر کشیش

نویسنده: جورج اورول

مترجم: محمد علی جدیری

انتشارات: نشر اختر

280 صفحه

قیمت: 3500 تومان

 

من اصلاً از این کتاب اورول خبر نداشتم  و بطور اتفاقی یکی از دوستان شهر کتاب اون رو به من معرفی کرد.

.

..

...

کلیسا محیط افکار و اندیشه هایی است که  هنوز تغییر زمان را باور نمیکند و کشیش گمان می برد که می تواند کلیسا را محور زندگی مردم کند. دختر کشیش به دلیل زندگی طولانی مدت در این محیط قدرت استدلال و رهایی از این محیط را ندارد و به فراموشی دچار می شود. راهی برای ورود به زندگی خالی از هرگونه پیش فزض با ذهن و دست های خالی.

کتاب از چند بخش تشکیل شده که هر کدام به ترتیب تحولاتی است که از نظر مکانی و روحی برای دختر کشیش اتفاق می افتد.

بطور کلی کتاب نمره ی بدی نمی گیره ولی همه ی نتایجی که نویسنده می خواست به ما بگه مثل نتیجه گیری در پایان یک مقاله در چند صفحه آخر کتاب گنجانده شده که از نظر من اصلاً جالب نبود.


پابرهنه ها

نویسنده : زاهایار استانکو

ترجمه : احمد شاملو

انتشارات: نگاه

زمینه ی سرگذشت، زندگی آبادی های منطقه ئی است در ساحل دانوب، پیش از جنگ اول جهانی . استانکو زندگی سخت و فقیرانه کشاورزان، ‌تجربیات شخصی دوره جوانی و حوادث سیاسی را،‌ از دیدگاه واقع‌گرایی سوسیالیستی توصیف می‌کند و خشونت روستاییان را به عنوان پی‌آمد فقر و ظلم نجیب‌زادگان شرح می‌دهد.

.

..

...

نظر خاصی ندارم. کتاب برای من خسته کننده بود. ارتباط خوبی نتونستم با این کتاب برقرار کنم.

 

مردی که می خندد

نویسنده: ویکتو هوگو

ترجمه: جواد محیی

انتشارات: جاودان خرد

این اثر مانند بینوایان، بازتاب دغدغه‌های اجتماعیی است که ویکتور هوگو را مرد سیاست می‌کرد و بازتاب شور و اشتیاقی است که هم ساده‌دلانه است و هم پرحرارت. مردی که می‌خندد شاید شاخص‌ترین رمان ویکتور هوگو باشد؛ رمانی که میل او به نقیض روشن‌تر از هروقت دیگری در خدمت عقیده در آمده است. یک معرکه‌گیرِ فیلسوف، یک هیولا با روح درخشان، یک دختر یتیم نابینا با معصومیتی خارق‌العاده، یک دوشس منحرف، قهرمانان این رمان‌اند. ماجرا در انگلستان و در زمان ملکه آنا، رخ می‌دهد... .

وصف انگلستان قدیم اوایل قرن هجدهم با قدرت صورت گرفته است؛ خشونت مردم تحت پوشش ظرافت مغرورانه جامعه انفجار می‌یابد. زنده بودن این اثر ناشی از صحنه‌پردازی خشن است، اما خشن‌تر از آنکه بتواند نظریه‌های اجتماعی را جمع آورد و به این درام امکان دهد تا به عمقی دست یابد که می‌توانست شخصیتها را واقعی سازد.

.

..

...

برای من کتاب خوبی نبود . احساس می کردم که کتاب از عمق لازم برخوردار نیست. شاید این کتاب، کتاب خوبی برای هوگو خونها باشه ولی حتماً برای من خوب نبود.

بادبادک باز

نویسنده  : خالد حسینی

ترجمه : زیبا گنجی – پریسا سلیمان زاده

انتشارات:  مروارید

بادبادک باز اولین داستان افغانی است که به زبان انگلیسی نوشته شده است. داستانی جذاب  و تمام عیار از مفاهیمی چون خانواده، عشق و دوستی، ترس و گناه ، دروغ و رستگاری جنگ و سیاست نقل می کند. این رمان در یک کلام تمام درونمایه های مهم ادبیات و زندگی را در بر می گیرد.

.

..

نویسنده ی کتاب با قلم توصیفی، صحنه آرایی را به کمال رسونده ، طوریکه خواننده رو در هر صحنه از داستان به عمق ماجرا می بره و خواننده خودش رو به جای شخصیت داستان حس می کنه.

چیزی که در این کتاب بیشتر از همه توجه من رو به خودش جلب کرد: مطرح کردن نظریه ای که قبلاً از دکتر سوروش خوندم هست و اون اینه که انسان مجبور به گناه کردنه. درهمه جای این کتاب حس گناه وجود داره و در نهایت گناه باعث رستگاری می شه.

..

خوندن این کتاب رو توصیه می کنم.

 

 

تنهایی پر هیا هو

نویسنده : یهومیل هرابال

ترجمه : پرویز دوایی

انتشارات: کتاب روشن

 

« سی و پنج سال است که در کار کاغذ باطله هستم ... ».

داستان تک گویی فردی است به نام هانتا که سی و پنج سال است در زیر زمینی کارگر دستگاه پرس است و از کتاب ها و کاغذها خمیر کاغذ می سازد.در این سال ها او کتاب های ارزشمند و نایابی که بدستش رسیده را جدا کرده و به خانه برده و خوانده است. به قول خودش اینک پس از این همه سال تبدیل به «دانشنامه ای » شده است.

.

..

به نظر من در کل، کتاب خوبی بود ولی یک ضعف ظاهری هم داشت که برای کتابی که اینهمه مورد تعریف و تمجید قرار گرفته عجیب به نظر می رسه. مثلاً هانتا که به گفته خودش در این سالها تبدیل به یک دانشنامه شده و کتابهای کانت و سارتر و لائوتسه و ..  برای اون ستودنی هستند چطور می تونه از حمام رفتن و شستن صورت و دستها  و... پرهیز کنه؟  چط.ر نمیتونه به عنوان کسی آگاه- هرچند آگاهیش ناخواسته بوده باشه- شرایط کار و زندگش رو از اون وضع تغییر بده؟ اگر این کتابها در طول این همه سال  نتونه به هانتا کمک کنه که کوچکترین تغییری در روند زندگیش بده، پس به چه دردی می خورن؟

اما در باطن کتاب و در ورای ضعف ظاهری به این نکته پی می بریم که تنها کتاب خواندن و دانشنامه بودن باعث رشد و شکوفایی فرد نمیشه، بلکه داشتن بستر روحی مناسب لازمه ی تغییر بوسیله کتاب خوندن هست . مثلاً هانتا با اینکه شخصیتی راکد و منزوی است به دلیل دانشنامه بودن در جایی از کتاب میگوید:

«تنها چیزی که در جهان جای هراس دارد، وضعیت متحجر است،وضع بی تحرک احتضار، و تنها چیزی که ارزش شادمانی دارد وضعی است که در آن نه تنها فرد، که کل جامعه ، در حال مبارزه ای مدام برای توجیه خویش است».

این حرف کاملاً در تضاد با شخصیت اوست که نشان دهنده ی عدم داشتن بستر روحی مناسب برای تغییراست و او را تبدیل به یک عالم بی عمل کرده است.

شاید هم همین نکته باعث تمجید از این کتاب شده  باشه.