نویسنده: ابوالقاسم فردوسی توسی

 

شاهنامه در یک جمله شناسنامه ی قوم ایرانی و به زبان ساده نبرد خوبی و بدی است. تبار نامه ای است منظوم که بیت بیت آن ریشه در خواسته های ملتی دارد که همیشه نیکی و روشنایی را ستوده و با بدی و تاریکی جنگیده است. شاهنامه شرح شکست ها و پیروزی ها،دلاوری ها و ناکامی های ایرانیان در 3 دوره اساطیری (عهد کیومرث تا فریدون)، پهلوانی (قیام کاوه تا مرگ رستم) و تاریخی (اوخر عهد کیان به بعد) است. به طور کلی شاهنامه دارای سیر خطی تاریخی است ولی در جای جای آن بطور پراکنده داستان های مستقل نیز مانند داستان بیژن و منیژه، رستم و سهراب، رستم و اسفندیار و ... به چشم می خورد.

.

1. بر خلاف باور معمول که گفته می شود در شاهنامه از هیچ واژه عربی استفاده نشده است، 865 واژه عربی درآن بکار رفته است و کل واژه های بیگانه به کار رفته در کتاب حدود 5 درصد کل آن است .

2.بر خلاف ضرب المثل مشهور «شاهنامه آخرش خوشه»، شاهنامه به هیچ وجه پایان خوشی ندارد و خبر از شکست ساسانیان به دست تازیان می دهد.

3. خواندن شاهنامه با توجه به توصیف های زیبا و بسیار آن، در ابتدا کمی سخت اما لذت بخش است.

..

خواندن شاهنامه با وجود طولانی بودنش یکی از بهترین کارهای من بود. توصیه می کنم که کمر همت را ببندید و خواندن این شاهکار بی نظیر را شروع کنید.