نویسنده: نیکوس کازانتزاکیس

مترجم: محمود مصاحب

انتشارات:  نگاه

519 صفحه

قیمت :   -

داستان «زوربای یونانی» در مورد جوان شهری و نویسنده ای است که می خواهد کتاب هایش را کنار بگذارد و برای استخراج معدنی که از پدر به وی رسیده عازم سفر شود. او به شدت مقید به آداب اجتماعی است و از نوشیدن مشروب پرهیز می کند، اززنان دوری می کند و... . در این سفر به صورت اتفاقی با فردی به نام زوربا آشنا می شود و زوربا به عنوان آشپز و سرکارگر با وی همراه شود. در طول داستان او به شدت تحت تاثیر زوربا قرار می گیرد و ...

.

زوربا شخصیت و قهرمان اصلی داستان است و فردی است عامی و تحصیل نکرده که شور و شوقی واقعی به زندگی دارد. او به همه اندیشه‌ها و باورهای رایج می خندد و روحش از هر قیدی حتی قید بی قیدی رهاست. زوربا مظهر انسانی آزاده و  روحی بزرگ و تباه نشده است.

..

" بسيار از افراد وطن پرست هستند بي‌آنكه وطن‌پرستي آنها اصلا هزينه‌اي داشته باشد. من وطن پرست نيستم و نخواهم بود، ولو اينكه برايم گران تمام شود. بسياري از افراد به بهشت اعتقاد دارند و ميخ طويله الاغشان را در آنجا بر زمين كوبيده‌اند. من خري ندارم، لاجرم آزاده هستم. "

" ما بزرگترین چشمه قدرت را دیدیم و او را خدا خواندیم. ما می‌توانستیم هر لقب دیگری که مایل بودیم به او بدهیم، مانند: ژرفنا، تاریکی مطلق، روشنایی مطلق، ماده، روح، امید نهایی و یا سکوت. اما هرگز فراموش مکن که ما اسمش را تعیین کردیم. "

  "تا نتواني خودت يك و نيم برابر شيطان باشي نمي‌تواني با شيطان مبارزه كني!" (زوربا خدا و شیطان را یکی می داند)

...

کتاب بسیار خوبی بود و زوربا رو دوست داشتم.