نویسنده: آلن فورنیه

مترجم: مهدی سحابی

انتشارات:  مرکز

- صفحه

قیمت : - 

 

مون بزرگ کتابی است ساده و در عین حال کاملاً نمادین (که البته درک این نمادها به هیچ وجه سخت نیست). داستان، روایت ساده و زیبای جوانی است که ناخواسته از خانه دور می شود و با تجربه ای رویاگونه و شیرین روبرو می شود. مون پس از بازگشت، تمام تلاش خود را بکار می گیرد تا بتواند دوباره به آنجا باز گردد و ... .

.

از این رمان چند نکته را می توان برداشت کرد:

1.       آلن فورنیه رویاهای جوانی را به تصویر کشیده است. میل و وسوسه ی فراوان و عجول برای تحقق خواسته ها.

2.       برای انسان حدی از خوشبختی وجود دارد(خوشبختی ناب) که اگر یک بار آن را تجربه کنی دیگر هرگز دوباره ای در کار نخواهد بود. به این معنا که هر خوشبختی دیگری در مقابل آن کوچک شمرده می شود.

3.       انسان مطلق نگر همواره به دنبال کسب رضایت و آرامش روان است، حال آنکه می تواند خوشبختی را در همان چیزهایی که دارد بیابد.

..

«این شب که دلم می‏خواست بی هیچ ماجرایی بگذرد به نحو عجیبی بر من سنگینی می‏کند. زمان می‏گذرد و این روزی که دلم می‏خواست از مدتها پیش به پایان رسیده باشد کم‏کم به آخر می‏رسد. آدمهایی هستند که همه امیدشان، همه عشقشان و آخرین رمقشان به این روز بسته بوده. کسانی هستند که دارند می‏میرند و کسان دیگری که برایشان مهلتی به پایان می‏رسد و آرزو می‏کنند که ای کاش فردا هرگز نیاید. کسان دیگری هستند که فردا برایشان پشیمانی همراه می‏آورد. کسان دیگری هستند که خسته اند و این شب هیچ نمی‏تواند آن قدر دراز باشد تا خستگی را از تنشان در بیاورد. و من، منی که امروزم را هدر داده‏ام به چه حقی می‏توانم فردا را بخواهم؟»

«اگر معلم بودم به بچه ها یاد می دادم که عاقل باشند، عاقل به آن معنی که خودم می دانم . کاری نمی کردم که دلشان بخواهد همه ی دنیا را بگردند، آن طور که بدون شک شما، آقای سورل، موقعی که معلم بشوید خواهید کرد. من برعکس به بچه ها یاد می دادم که خوشبختی را در همان نزدیکی خودشان و در چیزهایی جستجو کنند که ظاهرشان به خوشبختی نمی ماند ...»

…

کتابی بسیار ساده، مفید و البته نه در حد شنیده های تمجیدی جذاب.