نویسنده: میلان کوندرا

مترجم:  پرویز همایون پور

انتشارات:  قطره

169 صفحه

قیمت :  1500 تومان

 

هویت تنها یک رمان نیست، بلکه نگاهی عمیق به روان انسان و اعمال و تفکراتش است . میلان‌کوندرا نویسنده‌ای مدرن محسوب می‌شود و در کتاب‌هایش انسان‌های عصر ما را به تصویر می‌کشد و سرگشتگی و التهاب جان و روان او را به نمایش می گذارد.

یکی از زیبایی های کتاب های کوندرا این است که او به هیچ وجه دنبال رسیدن به نتیجه‌ایی اخلاقی در رمان‌هایش نیست گرچه خواننده معمولاً پس از پایان داستان به این نتیجه می‌رسد.

.

..

 رمان «هویت» داستان زن و شوهری فرانسوی است. زن داستان، «شانتال» روزی جمله‌ایی را بر زبان می‌آورد که نقطه عطف داستان می‌شود. شانتال به همسرش، «ژان‌مارک»، می‌گوید: «در جهانی زندگی می کنیم که مردان دیگر برای دیدن من سر بر نخواهند گرداند.»

از آن پس، شانتال نامه‌هایی دریافت می‌کند که در آنها ناشناسی به او ابراز علاقه می‌کند. شانتال ابتدا دو حدس اشتباه درباره نویسنده نامه‌ها می‌زند، اما پس از دقت در محتوای آنچه به دستش رسیده است متوجه می‌شود که شوهرش برای او نامه می‌نویسد. پس از این کشف، شانتال شوهرش را ترک می‌کند و به لندن می‌‌رود. ژان‌مارک هم به دنبال او می‌رود. اتفاقاتی که در لندن روی می‌دهد در کتاب به یک رویایي تصویر شده که در آن شانتال در یک میهمانی عیاشی شرکت كرده، اما در انتهای ضیافت میزبان زندانی‌اش مي‌كند و نمی‌تواند از آنجا رها شود و پایان کتاب را نویسنده با این سؤال که چه کسی این رؤيا را دیده است به پایانی باز تبدیل می‌کند.

.

..

انسان برای آنکه حافظه اش خوب کار کند٬ به دوستی نیاز دارد. گذشته را به یاد آوردن٬‌ آن را همیشه با خود داشتن٬ شاید شرط لازم برای حفظ آن چیزی ست که تمامیت «من» آدمی نامیده میشود . برای آنکه «من» کوچک نگردد برای آنکه حجمش حفظ شود٬ باید خاطرات را همچون گلهای درون گلدان٬ آبیاری کرد و این مستلزم تماس ِ منظم با شاهدان ِ گذشته ٬‌یعنی «دوستان» است. آنان آینه ی ما هستند٬ حافظه ی ما هستند. از آنان هیچ خواسته نمی شود٬ مگر آنکه گاه گاه این آینه را برق اندازند تا بتوانیم خود را در آن ببینیم.

.

..

فضایی آزاد و سرشار از صدها حقیقت نسبی متضاد و ناهمگون.