مرشد و مارگریتا
نویسنده: میخائیل بولگاکف
مترجم: عباس میلانی
انتشارات: فرهنگ نشر نو
443 صفحه
قیمت : 7500 تومان
جدای از همه ی تعریف هایی که از کتاب شنیده بودم ( که البته هیچ وقت ملاک قضاوت من در مورد هیچ کتاب قرار نمی گیرند) ، و با وجود اینکه بطور کلی در نوشته ها، فضاهای خیال و سورئال را نمی پسندم با این حال مرشد و مارگریتا کتاب بسیار خوبی بود.
در کل اثر، واقعیت و خیال با هم پیوند خورده بود ولی به دلیل بن مایه فلسفی ،اجتماعی و کمتراز آنها سیاسی کتاب که بسیار هم در خور توجه هستند، این کتاب را به همه ی دوستان توصیه می کنم.
در این اثر سه داستان با هم پیش می روند و در انتها به نقطه ای واحد می رسند. اولی داستان سفر شیطان به مسکو است. دومی داستان مصلوب شدن مسیح در اورشلیم و سومی داستان عشق نویسنده ای مشهور به مرشد و زنی به نام مارگریتا است.
به نظر من در این اثر چند نکته قابل توجه است:
1. نگاه بولگاگف به روشن فکران علم زده و صاحبان باند های مافیایی ادبی که به دگر اندیشان مجال رشد و شکوفایی نمی دهند.
2. جامعه و مردم تنهای معاصر که با وجود زندگی به ظاهر مدرن هنوز دلباخته ی معجزه و جادو و چشم بندی اند و هنوز هم منتظر ظهور یک منجی هستند.
3. موازی و همسان بودن مسیح و تمام هنرمندان اصیل و آگاه زمان حال . بولگاکف هنر این هنرمندان را همانند انجیل عیسا ارزش می نهد.
4. بولگاکف تنها راه رهایی انسان از این سرگردانی را عشق می داند.
5. یاری دهنده ی و نجات دهنده ی انسان از سرگردانی کسی نیست جز ابلیس. این ابلیس است که مرشد و مارگریتا را به سوی آرامش هدایت می کند.