نویسنده: ارنستو ساباتو

مترجم: مصطفی مفیدی

انتشارات: نیلوفر

174 صفحه

قیمت : 3000 تومان

 

«کافی است بگویم که من خوآن پابلو کاستل هستم، نقاشی که ماریا ایریبارنه را کشت.»

این جمله ی آغازین کتاب است که از همان اول تکلیف ما را با ماجرای آن مشخص می کند. روایت تونل د‌رونی و یا اول شخص است. خوآن پابلو کاستل نقاش تقریباً سرشناس شهر بوینس آیرس، مرتکب جنایتی شد‌ه و معشوق خود‌ را به قتل رساند‌ه است. آنچه راوی ارائه می‌د‌هد‌، تحلیلی روانشناسانه از انگیزه‌هایش د‌ر ارتکاب به جنایت است.

.

..

تونل کنايه يي است به تنهايي و انزواي انسان. خوآن پابلو، قهرمان اصلی تونل، انسانی است كه هیچ ارزشی برای نوع بشر قایل نیست و پیوسته انسان را تحقیر می‌كند. تنها قفلی كه در داستان وجود دارد این است كه آدمی با چنین مشخصات به دختری دل می‌بندد و به شكل افراطی شیفته او می‌شود.

 ناگفته نماند که ساباتو به فلسفه اگزیستانیالیسم گرایش دارد و در نتیجه آن، رویه دیگر سرشت انسان را، بی آنکه او را محکوم کند به نمایش گذاشته است. مترجم در یادداشت اول کتاب می نویسد: راستی هیچ به این فکر کرده ایم که چرا هر آنچه خوبی، زیبایی و نیکویی است باید برچسب انسانی بگیرد و هر چه بدی و شقاوت است، ددمنشی و حیوان صفتی نامیده شود؟ در حالیکه بیرحمانه ترین و ظالمانه ترین رفتارها نیز از انسان است.

به هر حال این نیز یک چهره ی انسان است که فیلسوفان و هنرمندان و نویسندگان اگزیستانسیالیست آن را برجسته کرده اند.

از طرفی ساباتو جبرگرا نیز هست و بارها د‌ر کتاب تأکید‌ می کند‌ که هیچ‌چیز تصاد‌ف محض نیست و همه‌چیز از قبل برای ما تعیین شد‌ه است.

.

..

«بايد اعتراف کنم که من خودم نمي دانم منظورم از عشق حقيقي چيست و چيز عجيب اين است که هرچند اين عبارت را بارها در بازجويي از ماريا به زبان آورده ام. تا امروز هيچ وقت واقعاً و به دقت آن را تجزيه و تحليل نکرده ام.»