نویسنده: جورج اورول

مترجم: صالح حسینی

انتشارات: نیلوفر

272 صفحه

قیمت: 4500 تومان

 

 بن مایه ی این کتاب، نقد حکومت هایی از نوع کمونیستی و شبیه به اون هست ولی داستان این اثر را میشه تا حدود زیادی به شرایط حاکم بر تمام جوامع تحت سلطۀ حکومتهای استبدادی تعمیم داد.یه یک معنا:

داستان به طرزی زیبا کاملترین حالت یک حکومت استبدادی را توصیف میکند.

کتاب ۱۹۸۴ در شهر لندن رخ میدهد. کره زمین بین سه ابر قدرت تقسیم شده است. نام این ابرقدرتها آشناست: اقیانوسیه(ایالات متحده)، اروسیه(روسیه) و شرقاسیه(چین). سالهاست که اینها با هم در جنگند، جنگی که هیچ پیروزی ندارد .هدف جنگ نیز دو چیز است: ۱- مصرف تولیدات مازاد جامعه صنعتی و ۲- ایجاد جوی “ویژه” که جامعه طبقاتی نیازمند آن است. این سه قدرت به تناوب با یکدیگر متحد میشوند و با قدرت سوم در می افتند. کشور اقیانوسیه که داستان در آن رخ میدهد توسط حزبی اداره میشود که به اصول اینگساک (English Socialism) وفادار است. جامعه به سه طبقه تقسیم میشود: اعضای داخلی حزب، اعضای بیرونی حزب و کارگران که بیش از چهار پنجم جمعیت را تشکیل میدهند. حزب و یا در واقع اعضای داخلی آن با ایجاد یک حکومت استبدادی کامل قدرت مطلق را در اختیار دارند. آنها تاریخ را آنچنان تغییر میدهند که هیچ کس معیاری برای مقایسۀ وضعیت زندگی خود با آنچه قبل از روی کار آمدن حزب وجود داشته است ندارد و حزب به مردم اینطور القا کرده که وضعیت زندگی در طول حکومت آن همواره در حال بهبود بوده وهست.

این جامعه رهبری دارد به نام “ناظر کبیر” (Big brother) و کسی دقیقاً نمیداند این شخص مرده است یا زنده (یا اینکه اصولاً هیچکاه وجود داشته است). در این جامعه در هر مکانی توسط دوربینهایی به نام  “تله اسکرین” دیده می شوی؛ حتی در خانه و اتاق خوابت. در این جامعه “پلیس اندیشه” تمام زندگی روزمره تو را زیر نظر دارد: و اگر جرمی (حتی در ذهنت) مرتکب شوی “تبخیر” میشوی. این نظام نه تنها جسم که ذهن و درون افراد را هم تحت سلطه خودش در آورده است. مثلاً در جایی از صفحات پایانی کتاب می نویسه:

جولیا گفته بود:« نمیتوانند به دورنت وارد شوند.» اما می توانستند. اوبراین گفته بود: « آنچه اینجا بر سرت می آید، همیشگی است.» گفته ی درستی بود. داغ کردارهایت بر پیشانیت بود و زدودنی نبود. چیزی در سینه ات کشته شده بود، سوخته شده بود، داغ خورده بود.

.

..

نکته ی قابل توجه این کتاب به نظر من  هشدار دادن اورول درباره این نظریه ی تقریباً جدیده: همه چیز در ذهن انسان وجود داره . این کتاب هشدار میده که این نظریه میتونه همون قدر که مثبت باشه منفی هم باشه. تمام توجیهات دیکتاتورهای این کتاب بر این اساس بود و از نظر منطقی غیر قابل رد. یعنی در عین حال که می دونستیم که دارن اشتباه می کنند، از نظر اینکه همه چیز دز ذهن انسان اتفاق می افته درست و قابل توجیه به نظر می رسیدن.

من از این کتاب لذت بردم چون در عین حال که بسیار ساده  و قابل درک و فهم برای همه نوشته شده، هر جمله ی اون مفهومی بزرگ رو در خودش داره.